گروه آموزشی حرفه وفن کردستان

ارتباط درس حرفه و فن با ایجاد انگیزه یادگیری در دانش آموزان
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ،۱۳۸٩
 

 این درس هدفش آن است که دانش آموز جدا از سایر دروس با درسی برخورد کند که در آن بیشتر به عمل بپردازد . ما در حقیقت می خواهیم تفکر با انگشتان را به دانش آموز یاد دهیم تا دانش آموز با کارکردن خود و لمس کار بتواند به علائقی که در خود دارد، دست یابد . این درس از قالب تئوری جدا شده، تئوری که دارد ولی کمتر است، و در عمل بیشتر متجلی می شود. در حقیقت نظریه ی حاکم بر درس حرفه و فن گرایش دادن دانش آموز به عمل حرفه و فن است. شیوه تالیف برنامه درسی می تواند از یکسو قدرت تفکر را در یادگیرنده بارور سازد و از سوی دیگر او را به خمودگی فکر و انباشتن حافظه عادت دهد . بر این اساس است که دو نوع شیوه تالیف و تدوین در محتوای کتاب درسی و برنامه های آن خواهیم داشت , شیوه ارائه فعال و شیوه ارائه غیر فعال . شیوه فعال ارائه محتوا به اهمیت ساخت در آموزش موضوعات درسی توجه خاص دارد و این ساخت را زمانی قابل دستیابی می داند که فرد در جریان یادگیری فعالانه مشارکت داشته باشد .ولی شیوه غیر فعال عکس این حالت است. با توجه به موضوعاتی که بیان شد بهتر دیدم در رابطه با درس حرفه و فن و رابطه آن با یادگیری مطالبی را ذکر کنم . مقدمه : در واقع برای تبیین جایگاه هر درسی باید به برنامه درسی کشور مراجعه شود. چون وقتی درسی در مجموعه ی برنامه ی درسی کشور قرار می گیرد ، خود به خود جایگاهش مشخص می شود . در سالهای 45و 46 که ساختار نظام آموزشی کشور دگرگون شد، دوره ی راهنمایی تحصیلی نیز تأسیس شد که در ضمن آن ، با اهداف خاصی ، درس آموزش حرفه و فن در مجموعه ی درس ها قرار گرفت. این درس اهداف والا و مهمی را دنبال میکرده و هنوز هم می کند، اما متاسفانه به دلایل مختلف در طول سال ها تغییراتی در آن اتفاق افتاده که بیشتر ناشی از شرایط اجرا بوده است، ولی به هر حال این تغییرات موجب شده که راجع به جایگاه اصلی این درس در اجرا، تردید هایی به وجود آید.در حالی که این درس با سایر دروس هیچ تفاوتی ندارد و تنها درس کاربردی و علمی دوره ی راهنمایی است که شدیداً مورد نیاز دانش آموزان یازده تا چهارده ساله است . درس حرفه و فن دو هدف اساسی را دنبال می کند: هدف اول آشنایی و کسب اطلاع راجع به رشته های تحصیلی و مشاغل است و هدف دوم کسب مهارت عملی و فنی از طریق به دست گرفتن ابزار و وسایل و انجام کاری یا ساختن چیزی و ... نهایتاً می توان گفت این درس اهمیتی کمتر از سایر دروس ندارد . این درس در رشته های نظری ادامه ندارد و در ابتدایی هم به شکل تلفیق وجود دارد . در هر صورت ، درسی است با اهداف مشخص ، در کنار سایر دروس و با ارزش یکسان. ضرورت تحقیق: عالمی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند گفت زنبور بی عسل. بر همه دانش آموزان روشن است که علوم و فنون بر دو اصل تئوری و عملی استوار است ونقصان در هر کدام از آنها باعث ویرانی بنای علم می شود. تا زمانی که پروژه های عملی که مکمل دروس تدریس شده می باشند در سطح مدارس اجرا نشوند بطور قطع باعث ایجاد اختلال در یادگیری و عدم درک کامل از مباحث درسی میشوند. با توجه به این مهم ضرورت تحقیق در رابطه با دروس عملی مانند حرفه و فن بیش از پیش آشکار می گردد. کاربرد درس حرفه و فن در یادگیری دانش آموز: اگر از یک معلم حرفه و فن در خصوص محتوا و هدف های این درس و تفاوت آن با سایر درسها در روش تدریس و ارزشیابی سوال کنید ، خواهید دید که به خوبی راجع به آن توضیح می دهد و مثالهای جالب و زیبایی از کارهای انجام داده و یا تجربیاتی که اندوخته است ، ارائه می دهد . اما نکته قابل تأمل ، نقص و کاستی هایی است که در مثال ها و نمونه فعالیتها دیده می شود که عمدتاً نمی توان از آنها چشم پوشی کرد. از جمله ، ساماندهی فعالیت یادگیری که از یک روش علمی دقیق پیروی نمی کند و یا سنجش که ظاهراً عملکردی است ، ولی با شیوه تدریس هم خوانی ندارد . از طریق دیگر غالباً هدف فعالیتهای تدریس و ارزشیابی مبهم است و به جای تأکید بر هدف اصلی ، بیش تر به هدفهای جنبی پرداخته می شود . مطالعه و بررسی این گونه موارد و نمونه های عینی ، اشکالات و ابهامات اشاره شده را کاهش می دهد و به معلمان حرفه و فن کمک می کند در استفاده از شیوه های تدریس و ارزشیابی ، دقیق تر عمل کنند. ضرورت انجام کارهای عملی درس حرفه و فن لازم به ذکر است درس حرفه و فن یک درس عملی و کتبی است به همین خاطر برای ارزشیابی دانش آموز طیبعتاً مشکلاتی به وجود می آید برای موارد نظری و کتبی صرفا با برگزاری یک امتحان روی ورقه مسئله حل است ولی در موارد عملی اینگونه نیست دانش آموزی که ذوق فعالیتهای عملی دارد انتظار دارد که از او امتحانی با توجه به اندوخته و اطلاعات عملی وی به عمل آیدو اگر اینگونه نشود یعنی اینکه دبیر بدون آزمون عملی نمره ی عملی برای دانش آموز قرار دهد مورد رضایت دانش آموز نیست اگر چه آن نمره بالا باشد حال اگر این روند ادامه یابد قطعا دانش آموزان برای این درس ارزش خاصی قائل نمی شوند که منجر به بی علاقگی دانش آموزان شده و استعدادهای آنان در این زمینه شکوفا نمی شود ودر نتیجه اهداف تعلیم و تربیت در این بخش معطل شده و از طرفی هر دبیری که مهارت لازم برای این در س را ندارد متقاضی تدریس حرفه و فن می شود . مسلم است که تدریس حرفه وفن به صورت نظری و انتزاعی بدون کارهای عملی کار خیلی سختی نیست و از عهده دبیر هر رشته ای بر می آید ولی نتیجه مطلوب را ندارد. البته تعدادی از همکاران عزیز نبودن کارگاه و ابزارها را دلیل انجام ندادن کارهای عملی عنوان می کنند . که من این دلیل را وارد نمی دانم چرا که آموزش هنر معلم است و به هر ترتیبی باید آن را در حد توان خود انجام دهد یک معلم نباید بگوید امکانات نیست . اگر امکانات بود انجام دهد اگر نبود نباید منتظر امکانات باشیم دقت کنیم که باید امکانات را به وجود آوریم حال من نمی دانم چگونه چرا که هر معلمی با استفاده از انواع توانا یی های خود این امر را می تواند انجام دهد. یادگیری مشارکتی و سنجش عملکرد و ارتباط آن با آموزش حرفه و فن: در کلاس های درس ، یکی از سه نوع محیط یادگیری رقابتی ، فردی و یا هم یاری ، توسط معلم به وجود میآید. هر کدام از این محیط ها نگرش خاصی نسبت به داشن آموزان و معلم ایجاد می کند و انتظارات خاصی درباره چگونگی یادگیری به وجود می آورد . در محیط رقابیتی دانش آموزان از خود می پرسند چه کسی را باید از میدان به در کنیم و چه کسی شاگرد اول خواهد شد .در محیط یادگیری انفرادی دانش آموز با خودش رقابت می کند و از داشن آموزان دیگر توقع کمک و حمایت ندارد .در محیط هم یاری داشن آموزان به جای این که معلم را مرجع اصلی بدانند به هم کلاسی های خود به عنوان مراجع مهم و با ارزش می نگرند. در محیط مشارکتی برای نجات همه تلاش می کنند ،وابستگی دانش آموزان به یکدیگر مثبت است ، فعالیت ها طوری سازمان دهی می شوند که دانش آموزان همه به هم وابسته اند و هیچ یک از اعضای گروه نمی تواند موفق شود مگر این که تمامی اعضا موفق شوند.. برنامه درسی آموزش حرفه و فن با توجه به هدف ها و محتوا ، شیوه سازماندهی آن بر اساس رویکرد فرایند محور با تاکید بر حل مسئله طراحی و برنامه ریزی شده است . از بین الگوهای تدریس ، الگوی ادگیری مشارکتی ، الگوی مناسبی برای تحقق هدف های این برنامه درسی و همچنین رشد و توسعه علاقه به یادگیری چگونه دانستن، چگونه انجام دادن ، چگونه بودن و زندگی با دیگران است. یادگیری مشارکتی روش های متفاوتی دارد که بیش ترین تاکید آن ها بر تعاملات اجتماعی بین دانش آموزان در قالب گرو های همیاری است و چگونه آموزی به جای مطلب آموزی ، واجد ارزش و اهمیت می شود . همچنین ترغیب داشن آموزان به فعالیت در گروه های کوچک به منظور کمک به یکدیگر در یادگیری مطالب، فصل مشترک تمامی روش هاست. روش های پنج گانه یادگیری مشارکتی: 1- طرح کارایی گروه 2- طرح تدوین اعضای گروه 3- طرح قضاوت عملکرد 4- طرح روش سازی طرز تلقی 5- طرح پژوهشی مشارکتی دو طرح اول در آموزش حرفه و فن از جمله رو شهای عمومی یادگیری مشارکتی هستند که می توان از آنها در تدریس اکثر موضوع های درسی در پایه های گوناگون استفاده کرد . از این دو روش می توان به صورت مجزا یا با هم برای فراگیری حقایق، اطلاعات ، اصول و قوانین استفاده کرد. و از روش روشن سازی طرز تلقی ، برای کشف این که آیا طرز تلقی داشن آموزان بر یک پایه محکم از حقایق ، اطلاعات و منطق استوار است یا نه، استفاده می شود. این طرح نیز کمک می کند که هر فرد عقاید متنوعی را بشنود و نکات مشابه و متفاوت با طرز تلقی های دیگران و دلایل آن ها را تشخیص دهد. و بالاخره طرح قضاوت عملکرد برای فراگیری مهارتهای عملی مانند: کارکردن با دستگاه ، نوشتن گزارش، ساخت وسیله، پخت غذا و شیرینی،طرح مفیدی است . نکته مهم در طرح قضاوت عملکرد این است که دانش آموزان خود معیار یک عملکرد را به روشنی تدوین می کنند ، بفهمند و به کار ببرند. استفاده از روش های کاربردی در آموزش های فنی و حرفه ای و تخصصی روش های آموزشی, بخشی از تکنولوژی آموزشی را تشکیل می دهد و از آنها می توان به عنوان ابزار تسهیل کننده برای یادگیری و تغییر در نگرش ها, بینش ها و ارزش های از پیش تعیین شده استفاده بهینه کرد. روش های آموزشی در تعامل عوامل موثر در امر آموزش, زمانی می تواند موثر باشد که اجزای آن یعنی یاد دهندگان, یادگیران, موضوع یادگیری, زمان و مکان یادگیری و منابع مالی, فیزیکی و انسانی برای یادگیری در ارتباط متقابل باشند. روش های آموزشی در جدول ها و نمودارها نشان داده شده اند؛ هر یک از آنها می تواند در ایجاد توانایی ها و مهارتهای شغلی مدیران و کارکنان مفید و سازنده باشد. نقش مربی, مدرس, و استاد در بهره گیری از این روش ها در برنامه های آموزشی به منظور مشارکت, همفکری, برخورد اندیشه و تفکر مدیران و کارکنان موجب می شود انگیزه فراگیری و مشارکت برای بحث در فراگیری به وجود آید. استفاده از روش های آموزشی در برنامه های آموزشی حرفه ای و تخصصی از طریق مربیان, مدرسان, و استادان در راستای تحقق هدف های آموزشی و ایجاد مهارتهای ادراکی رفتاری و فنی می تواند رشد و پرورش ذهنی, فکری, عاطفی و روحی مناسب را در فراگیران تغییر دهد و در آنها تحول ایجاد کند. یک روش تدریس جالب : پیشنهاد می شود: هم ردیف فعالیتهای "تحقیق کنید – بحث کنید – فکر کنید و یا بیشتر بدانید " فعالیتی تحت عنوان " تصویر را تفسیر کنید " همراه با تصاویر قابل تفسیر در راستای موضوع درس طراحی و در متن دروس حرفه وفن قرار دهید تا امکان ارتقاء سواد تصویری به مرور زمان برای فراگیران فراهم گردد ، برتری این فعالیت علاوه بر امکان یادگیری عمیق همراه با تجزیه و تحلیل مطالب ، موجبات تعمیم مطالب فرا گرفته به مطالب یاد نگرفته خواهد گردید و راهبردی مناسب برای رسیدن دانش آموز به مرحله ی خودآموزی را فراهم می آورد که از راهکارهای مهم در راه یادگیری است . تصاویر قابل تفسیر در راستای موضوع درس در کتب حرفه و فن اگرچه انگشت شمارند اما می توانند منشاء یاد گیری مضاعف در کلاس شوند به شرط آن که : اولا از طرف همکاران محترم مورد توجه قرار گیرند . ثانیا با استفاده از سواد تصویری به خوبی تفسیر شوند . ثالثا در فرایند تفسیر ، گروه فراگیران از طریق طرح پرسش های مستمر توسط دبیر محترم در ارتباط با آن تصاویر مورد پرسش واقع شده و این امکان در کلاس فراهم شود که سایر گروه های دانش آموزان نظرات دیگر گروه ها را بشنوند و آن شنیده ها را با نظرات گروه خود پردازش نموده و به نتیجه ی نهایی مقبول تری برسند ، آن نتیجه ی نهایی مقبول تحت عنوان " فکر بکر" مورد عنایت کلاس قرار گرفته و در بخش ویژه ای از دفاتر حرفه و فن یادداشت شود و گروه ارائه دهنده ی فکر بکر به نحوی مورد تشویق دبیر محترم قرار گیرند برای نمونه از کتاب حرفه و فن سال اول تصویر صفحه ی یک با موضوع "فرایند تولید یک محصولی پلاستیکی مثل کلاه ایمنی " با رویکرد تصویر خوانی قابل تفسیر ارائه شده که تجزیه ی و تحلیل آن می تواند با روش فوق ضمن درگیر کردن افکار فراگیران ، موجبات تعمیم آن به فرایند سایر کاخانه هایی که به نوعی محصولات ِ دیگر ِ پلاستیکی تولید می کنند بشوند (یادگیری مضاعف) اکنون فرایند تدریس این صفحه ( صفحه ی یک کتاب حرفه و فن اول ) با روش فعال به صورت اجمال : دبیر: بچه ها فکر کنید چه تفاوتهایی بین فن آوری و فناوری وجود دارد؟ (فکر کردن فعالیتی انفرادی است ، در غیر این صورت فکر قفل می شود ) دانش آموزان با نظم و به صورت انفرادی ایده های خود را ارائه می دهند – جمع بندی – تکمیلپردازش و ارائه ی ایده ی مقبول تحت عنوان فکر بکر با راهنمایی دبیر و تلاش فکری فراگیران مشخص و در دفتر دانش آموزان مانند مثال زیر ثبت می شود . فکر بکر: منظور از فن آوری واردات ابزار و وسایلی است که کشور های دیگر ساخته و ما فقط مصرف کننده آن هستیم ، اما مفهوم فناوری آن است که ما خود بر اساس نیاز ابزار و وسایل خود را طراحی و طی فرایندی تولید کنیم (فناوری مانند جنگاوری نتیجه ی یک تلاش از جانب خود است) پیشنهادها و راهکارهایی در رابطه با آموزش حرفه و فن به منظور یادگیری بیشتر: 1- تبدیل کلاس درس به کارگاه با تغییر آرایش میزها 2- استفاده از حیاط مدرسه به عنوان کارگاه برای کار عملی های پر سر وصدا 3- آوردن ابزار توسط دانش آموزان و همکاران به صورت امانت 4- گروه بندی دانش آموزان و تشویق آنان به خرید ابزارکارگاهی به صورت شخصی 5- استفاده از کارگاه مدارس هم جوار در صورت امکان 6- ترتیب دادن بازدید دانش آموزان از کارگا ههای واقعی (کمک از والدین) 7- فیلم برداری و عکسبرداری واستفاده از انواع رسانه ها برای نمایش یک کار عملی و سپس پخش برای دانش آموزان 8- تهیه فیلم های آموزشی (شامل تدریس سایر دبیران و کارهای فنی و....) 9- انجام برخی از کارهای عملی در منزل به صورت فردی یا گروهی و نوشتن گزارش توسط دانش آموران 10- دعوت صاحبان مشاغل به کلاس و شرح برای دانش آموزان ، البته اگر از والدین بچه ها باشند بهتر است نتیجه : به هر حال درس حرفه و فن ، درسی است که بر اساس اهمیت بخشیدن به کار ، تلاش ، تولید ، ابتکار ، ابداع، اختراع و به طور کلی ورزیده شدن دست ها ، که مادر ابزارها و مایه اصلی کارو تولید است ، در برنامه ها قرار گرفته است و به نظر ما می تواند از معدود درس هایی باشد که اگرو اگر جدّی با آن برخورد شود، دریچه خلاقیت و یادگیری را بسیار بیش از درس های دیگری که عموماً نظری و ذهنی هستند ، به روی بچه ها بگشاید . منابع: رشد آموزش راهنمایی تحصیلی ، دوره دهم ، شماره 3، بهار 1384 رشد تکنولوژی آموزشی 1،دوره بسیت و سوم، مهر1386 رشد تکنولوژی آموزشی،دوره بیست و دوم، دی ماه1385 سنجش حرفه وفن ،مجید کوثری، بهمن کوثری (ویراستار)، اندیشه کامیاب ،1386


 
 
فولاد زنگ نزن چیست؟
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٩
 

 

 

 

 

 

فولاد یکی از مهم ترین آلیاژها است. همه ساله میلیون ها تن از آن در جهان تولید می شود. این فلز مصـرف های بسیار گوناگونی دارد. از لوازم آشپزخانه گرفته تا ریل های سنگین راه آهن، همه را از فولاد می سازند.

 

آلیاژ فولاد از آمیختن « کربن » با « آهن » درست می شود. اما فولاد زنگ نزن یکی از مهم ترین انواع آلیاژ فولاد می باشد.

 

کشف این آلیاژ جدید، بدین گونه رخ داد که روزی دانشمندان متوجه شدند که اگر بر فولاد، حدود 10 تا 20 درصد فلز « کُرُم » و اندکی « نیکل » بیفزایند، فولادی به دست می آید که در برابر اکسایش و زنگ زدگی و حمله اسیدها، مقاومت خواهد کرد.

 

 

 






 پس فولاد زنگ نزن همان فولاد معمولی است که مقداری کرم و گاهی نیز اندکی نیکل بر آن افزوده اند.

 

 

 

مصارف فولاد زنگ نزن بسیار است. ما در زندگی روزانه ی خود با صدها جنس سر و کار داریم که همه از فولاد زنگ نزن، ساخـته شده اند. مانند: چاقو، دستگیره ی در،  سر چوگان گلف، لوازم برقی، وسایل ماهی گیری و بسیاری از چیزهای دیگر. فولاد  زنگ نزن بسیار خوب صـیقل می خورد و براق می شود. از این رو، می توان از آن  به جای آینه و نورافکن نیز استفاده کرد.

 

در جایی که آینه شیشه ای، در معرض شکستن باشد به جایش فولاد زنگ نزن را همچون آینه، قرار می دهند.

 

 

 


 
 
درد دل دبیران حرفه وفن
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٩
 

یکی از موارد درسی دوره ی راهنمایی تحصیلی حرفه و فن است که در هر پایه به میزان 3 ساعت در هر هفته تدریس می شود و 3 ساعت دانش آموزان را با کارهای عملی و تئوری و اشتغال آشنا می کند تا دانش آموز پس از پایان دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی و حضور در مقطع متوسطه بتوانند با مقدمه ای از اشتغال و حرفه هایی که در ذهن و فکرش نقش بسته رشته ای متناسب با توانایی ها و علایق خود انتخاب...

یکی ازموارد درسی دوره ی راهنمایی تحصیلی حرفه و فن است که در هر پایه به میزان 3 ساعت در هر هفته تدریس می شود و 3 ساعت دانش آموزان را با کارهای عملی و تئوری و اشتغال آشنا می کند تا دانش آموز پس از پایان دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی و حضور در مقطع متوسطه بتوانند با مقدمه ای از اشتغال و حرفه هایی که در ذهن و فکرش نقش بسته رشته ای متناسب با توانایی ها و علایق خود انتخاب نماید و با تکیه بر آن به تکمیل اطلاعات شغلی خود بپردازد. درصدی از نمره این ماده درسی به کار عملی اختصاص دارد و درصدی به اطلاعات عملی و نظری که اولی به فن و دومی به دانش و آگاهی اطلاق می شود. برای به بار نشستن هر تلاش و کوششی هم نیاز به دانش نظری و آگاهی عملی می باشد و هم به پیاده کردن این دانش ها به شکل عملی و فنی، این شکل ارزشیابی یعنی احترام نهادن به توانایی های فنی و مهارتی دانش آموزانی که از مهارت های یدی(دست ورزی) و خلاق برخوردارند مهارت های استفاده از ابزار در ساخت وسایل و آماده شدن برای یافتن یک شغل که در اثر شکوفایی استعدادهایش در رشته حرفه و فن می باشد می تواند جایگاه و اهمیت رشته حرفه و فن و این ماده درسی را برجسته می نماید نوع نگاه همکاران و والدین و جامعه به این ماده درسی و رشته تحصیلی می تواند مشوق خوبی برای توجه بیشتر دانش آموزان به این ماده درسی باشد، شاید هم وقتی آموزش حرفه و فن تنها رشته ای است که در سطح کارشناسی  خاتمه می یابد و دیگر نه جای تغییر رشته باشد و نه ادامه تحصیل، چنین تفکری در دبیران حرفه وفن و انتقال آن به دانش آموزان، اولیاء و جامعه به وجود می آید که این رشته از اهمیت لازم برخردار نیست اگر محدودیت ادامه تحصیل حذف شود علاقه و انگیزه به رشته مذکور بالا خواهد رفت و نگرانی از کمبود دبیر متخصص در این رشته را از بین خواهد رفت. به امید روزی که نگاه ها به سمت و سویی پیش رود تا تمایل به انتخاب و ادامه تحصیل در این رشته بیشتر شود و این درس جایگاه و اهمیت لازم خود را در سطح مراکز علمی و آموزشی و اجتماعی بازیابد.

هدف از ساختن این وبلاگ رفع نیازهای احتمال دبیر حرفه و فن است که ممکنه در طول سال تحصیلی با آن مواجه شود. با بازدید چندین وبلاگ حرفه و فن و مشاهده  کمبود های آنها سعی شده تمامی آن مشکلات رفع و وبلاگی کامل ارائه شود. در ضمن شما نیز می توانید با ارائه مشکلات و همچنین نظرات خود وبلاگ را در جهت بهتر اداره شدن هدایت کنید.


 
 
روش تدریس حرفه وفن
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٩
 

شما می توانید در هر واحد کتاب حرفه و فن با توجه به امکانات، یکی از سه موضوع زیر را انتخاب و تدریس واحد را شروع کنید.

1- بازدید یا گردش علمی(استفاده از روش های مشارکتی و فعال در فرایند تدریس)

2- نمایش یک قطعه فیلم

3- دعوت از متخصصان(این متخصصان حتی می توانند از والدین فراگیران باشند)

مراحل یک بازدید یا گردش

مراحل یک بازدید یا گردش علمی(قبل، ضمن، بعد) آمادگی برای یک گردش علمی مانند آماده شدن برای بهره گیری از سایر رسانه های آموزشی است ولی چند مورد خاص وجود دارد که حتما باید به آنها دقت کرد:

قبل از بازدید: تعیین موضوع یا هدف بازدید،هماهنگی با اولیا، گرفتن مجوز، تدارکات و ...

ضمن بازدید:بیان انتظارات، رعایت نکات ایمنی، نظم و ...

بعد از بازدید: ارائه گزارش (شفاهی یا کتبی)، بحث در مورد گردش و ...

سخنی با مدرس

محدود شدن به کتاب خلاقیت را از شاگردان می گیرد.

توجه داشته باشید که کتاب هدف نیست بلکه وسیله ای است برای آموزش.

توجه داشته باشید که یک تصویر می تواند گویای ساعت ها صحبت کردن باشد بنابراین گاهی اوقات کل واحد در تصویر اول واحد خلاصه شده است.(مثل واحد فناوری و سیستم) شما می توانید در هرواحد درسی رشته ها دانشگاهی و گرایش های آن و همچنین به بازار کار آن رشته ها مختصر بپردازید. همچنین می توانید از روش های مشارکتی و فعال در فرایند تدریس استفاده کنید.مثل «روش های نمایشی(expository)- تخیل هدایت شده(directed imagination)- گردش علمی- بارش مغزی یا طوفان فکری(brain storming) و ...» راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرایند تدریس/منوچهر فضلی خای

ابعاد یادگیری

«1- یاد گیری فرد گرایانه(individualistic learning) هریک ازذانش آموزان با بقیه تفاوت دارند و موفقیت و شکست آنها ارتباطی با دیگران ندارد. در نتیجه خود آنان مسئول یادگیری خویش اند و برای رسیدن به هدف های آموزشی و پرورشی، به دور از روش های تعاونی و مشارکتی، فعالیت می کنند. این گونه دانش آموزان مشکل ارتباط پیدا کرده، اغلب گوشه گیر و کم روهستند و گاه به افسردگی دچار می شوند.

2- یادگیزی رقابتی(competitive learning) در این نوع یاگیری دانش آموزان گمان می برندزمانی به اهداف خواهند رسید که هیچ یک از همکلاسان، به آن اهداف نرسند. در این حالت کلاس عرصه رقابتی است که درآن، پس از رسیدن چند تن به قله ی شناخت، دیگران تلاش نخواهند کرد.

3- یادگیری تعاونی(cooperative learning) در این نوع یادگیری دانش آموزا می پندارند که تنها زمانی به اهداف دست می یابند که دیگر دانش آموزان نیز بتوانند به این اهداف برسند. البته امکان دارد یادگیری تعاونی انگیزه وعلاقه به رقابت سالم را کاهش دهد؛ زیرا گاه منافع گروهی، شخص را از صحنه رقابت، که سر منشا ابداعات و پیشرفت هاست، خارج می کند. برای رفع این مشکل، توصیه می شود در ارزشیابی ها، قضاوت های فردی و گروهی مورد توجه قرار گیرد و علاوه بر تشویق فعالیت های گروهی، به افراد شاخص و ساعی نیز توجه شود.»راهنمای عملی روش های مشارکتی و فعال در فرایند تدریس/منوچهر فضلی خای


 
 
ویژگی آموزش و پرورش کارآمد
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٩
 

مدیر کارا کیست؟ مدرسه کارا چیست؟ ویژگیهای مدیریت و سازمان کارا چیست؟ اصولاً مفهوم کارایی چیست؟ آیا آموزش و پرورش ، مدیران و مدارس ما کارا هستند؟ چه ملاکهایی برای تشخیص و سنجش کارایی وجود دارد؟ آیا واژه کارایی اصطلاح مناسبی برای موفقیت مدیران و سازمان است؟ یا واژه‌های مناسب دیگری وجود دارد؟ تمایز کارآمدی، اثربخشی و بهره‌وری چیست؟ خلاصه ویژگی آموزش و پرورش کارآمد چیست؟ در این نوشتار سعی داریم با بررسی سوالات فوق ، ویژگیهای آموزش و پرورش کارا، با توجه به نتایج تحقیقات و نظر صاحب‌نظران ارائه گردد. به ظاهر همه مدیران از اول تا آخر وقت اداری ، در سازمان ، در آموزشگاه ، در مدرسه یا هر جای دیگر به کار می‌پردازند. آیا به واقع کار همه آنها کارا است؟ آیا شما به عنوان یک کارمند، معلم ، مدیر، مربی و مدرس ،کارا هستید؟ بسیار اتفاق می‌افتد که مدیری با همه نیرو و توان خود کار می‌کند. حتی شبها کیف خود را به خانه می‌برد و در اتاقی تنها می‌نشیند و مانند بچه‌هایی که در درس خود عقب مانده‌اند ، تکالیف خود را انجام می‌دهد. این مدیر کارا نیست، بلکه غیرکارا هم است. مدیر کارا کسی است که میزش از اوراق و اسناد خالی است ، ولی به همه آنها احاطه دارد و به طور دقیق می‌داند که هر یک از کارکنانش چه اندازه توانایی ، استعداد و علاقه به کار دارد. به جای آنکه خود پیش‌نویس نامه‌ها را تهیه کند، وقت خود را به سرو کله زدن با مراجعان بگذراند و در جلسات بیهوده شرکت کند، مدیران کارا در آموزش و پرورش کارآمد، با پرورش درست زیردستان ، رفتار صحیح با آنان، آموزش به موقع و به هنگام، کار را تقسیم کرده و تفویض اختیار می‌کنند و خود به مراقبت و هدایت (رهبری) می‌پردازند. نه آنکه مراقبت او مانند نگهبانان ، نشستن پشت یک اطاقک شیشه‌ای باشد. مراقبت او حالت مچ‌گیری ندارد ، بلکه او راهنمایی و رهبری می‌کند ، نه کنترل (و مدیریت). او به توانایی همه معلمان اعتقاد و اعتماد دارد و براین باور است که همه می‌توانند. مدیر توانا سعی در تواناسازی دیگران دارد. بنابراین آموزش و پرورش کارا مدیرساز است نه مدیرسوز. آموزش و پرورش کارا در همه جا حضور دارد ، حضوری فعال و حلال مشکلات است. اما خود مشکل را حل نمی‌کند. به دیگران یاد می‌دهد که چگونه بیندیشند و خود مشکلات خویش را حل کنند . آموزش و پرورش کارا اندیشه خلاق را پرورش می‌دهد، تصمیم می‌گیرد و تصمیم‌ها را برای دیگران روشن می‌کند که آنها هم تصمیم‌گیری را یاد بگیرند ، که همان مفهوم واقعی مشارکت است. آموزش و پرورش کارا، تصمیم سازی می‌کند نه تصمیم‌گیری. آموزش و پرورش کارآمد و تصمیم‌ساز، با اطلاعات و اسناد و نتایج تحقیقات و مشارکت کارکنان عمل می‌کند. آموزش و پرورش کارآمد دارای مدیران کارا و اثربخش است که این ویژگیها را دارا می‌باشند: مدیر کارا و اثربخش همیشه در انتظار رویدادهاست و خود را برای مقابله با آنها آماده و مجهز می‌کند. او نمی‌ایستد بلکه خود تغییر و دگرگونی را پدید می‌آورد؛ تغییر و دگرگونی که محیط داخلی سازمان او را با تغییرات اجتناب‌ناپذیر محیط بیرونی هماهنگ سازد. مدیر کارا و اثربخش اعتقاد دارد که با کوشش ، پشتکار ، تصمیم‌گیری به جا و اعلام تصمیم‌ها به زیردستان و همکاران می‌تواند نظریه‌های دانش مدیریت را به کار بندد. مدیر کارا و اثربخش روابط خود را با زیردستان تنظیم می‌کند و از مهارتهای رفتاری بهره کافی می‌برد. مدیر کارا مورد قبول کارکنان است و مدیری است مانند همه مدیران ولی در عین حال فراتر از همه آنها (بختیاری، 1382 )

سرعت تحولات علمی و فناوری در سطح جهان شگفت‌انگیز است، توسعه و پیشرفت فناوری ارتباطات امکان دسترسی آسان و سریع را به منابع علمی به طرز اعجاب‌آوری فراهم ساخته است. بی‌شک تحولات به وجود آمده محصول برنامه‌ریزی‌ها، سرمایه گداری‌های مادی و تلاش خستگی‌ناپذیر دانشمندان و صاحبان فنون و مهارت در سطح جهان است. سهم و کارکرد آموزش و پرورش در نظامهای آموزشی پیشرفته ، در ایجاد دانش و فناوری نوین برکسی پوشیده نیست. در جهان پیوسته در حال تغییر و تحول کنونی، کشوری پیشرو خواهد بود که دارای نظام آموزشی کارا ، مترقی، منعطف و پویا باشد. اکنون مهمترین سوال پیش روی نظام آموزشی ما این است که سهم ما در تولید دانش در سطح جهان چقدر است؟ . در این مسیر تا چه اندازه آموزش وپرورش ما کارآمد است؟ (عبداللهی، 1381)

انسان در آغاز تمدن به شکلی بسیار ساده به آموزش و پرورش فرزندان خود می‌پرداخت. بزرگترها به صورت عملی به پرورش کوچکترها می‌پرداختند و آنان را برای شایستگی عضویت در جامعه آماده می‌ساختند. این آمادگی از راه تجربه ، تقلید و پیروی از دیگران و مشارکت فعال در کارهای زندگی حاصل می‌آمد . بدین سان با آنکه برای پروردن کودکان و نوجوانان نه آموزشگاهی ، نه معلمی ، نه کتابی و نه روش سنجیده و همگانی بود، کار پرورش و بارآوردن و آماده ساختن فرزندان برای پذیرفتن نقش و وظیفه‌هایشان بسیار شورانگیز بود. بزرگسالان همه نقش معلم داشتند و به شیوه‌ای کارساز و شایسته کودکان و نوجوانان را برای در پیش گرفتن راهی ، که پدر و مادر برگزیده بودند، آماده می‌کردند. آموزش و پرورش مردمان ابتدایی ، یک آموزش و پرورش طبیعی بود و در آموزشگاه واقعی جامعه، با مشارکت فعال کودکان و نوجوانان، از راههای شورانگیز و پرورشی برای سازگاری بسیار نزدیک و نهایی فرد با جامعه و محیط مادی و غیرمادی آن صورت می‌گرفت. از این وضع ساده و شورانگیز تربیتی، هزاران سال گذشت و هزاران روش و تدبیر تازه پدیدار شد، ولی سرانجام به جایی رسیدیم که کار از همان جا آغاز شده بود. امروز نیز کودکان و نوجوانان جهان به شیوه‌هایی پرورده می‌شوند که آنان را در روند فعال و کوشای زندگی قرار می‌دهد و پیوند آنان را با رویدادهای جهان محسوس و آشنا می‌سازد و تجربه و آموختن را برای آنان ، به گونه‌ای شورانگیز و دلپذیر ، میسر می‌گرداند. اکنون درمی‌یابیم که مردمان نخستین با برپایی تمدنی که مشارکت فعال همگان را در برداشت ، درسهای تازه‌ای دادند که معلمان و مدیران کنونی‌ ما، می‌توانند از آنها راهنماییهای سودمند بیاموزند (طوسی، 1375 )

آموزش و پرورش در روزگار کنونی به پیروی از دگرگونیهایی که در جهان پدید آمده ، تغییرات عمده‌ای یافته‌اند، به عبارت دیگر کار‌آمدتر شده‌اند. مهمترین ویژگیهای روزگار کنونی، شتاب پریشان کننده تحولات است . دنیای کنونی عمر و بقای همه چیز را کوتاه کرده و جامعه را در فراگرد تغییر شتابان نوشدن و دگرگونی قرار داده است. در نتیجه بی‌دوامی و کهنه‌شدن و بی‌یقینی و دشواری پیش‌بینی پدیده‌ها، رواج یافته و نوعی از دگرگونی ، پیوسته در زندگی انسان جای گرفته است. در چنین وضعی ، نظام آموزش و پرورش بسیاری از کشورها و مردم سراسر جهان همچنان با شیوه‌های کم‌اثر و پندارهای مرده و ناساز در مسیر خشک و خالی و کاربرد معرفتهای کهنه و منسوخ گام برمی‌دارند و بر ثبات و دوام یافته‌های گذشته تأکید می‌ورزند .

هنوز شیوه‌های آموزش به صورت تسلط و چیرگی معلم و انفعال و پذیرش متعلم است و سندیت معلم چون کوهی بلند، در راه جست و جو و کاوش دانش‌آموزان مانعی هراس انگیز به شمار می‌آید. هنوز انتقال معلومات و به حافظه سپردن اطلاعات خصوصاً در دوره متوسطه بخاطر پدیده پژوهشگرکش کنکور، روشهای چیره در نهادهای آموزشی است که بر ناکارآمدی آن می‌افزاید. هنوز یک یا چند کتاب درسی، بر شوق و ذوق و انگیزه یافتن تازه‌ها و کاوش و تحلیل و کشف و آفریدن دانش‌آموزان غلبه دارد. هنوز دشواریهای زندگی و کامیابیهای انسان توانمند، در چگونگی شکستن سدها و برطرف کردن مانعها، به درون آموزشگاهها و اتاقهای درسی کشیده نشده است. هنوز کودکان و نوجوانان در دنیایی پرورده می‌شوند که مهر کهنگی و ناساز بودن بر آن نقش بسته و دوران سودمند آن به سر آمده است. بدین سان، مردمان زنده در دنیایی مرده برای آینده‌ای نامعین و پر از تحول پرورده می‌شوند (رضائیان ،1370 )

ضرورتهای جهان کنونی ، بسیاری از کشورهای پیشرفته را بر آن داشته است تا نظام آموزش و پرورش خود را پیوسته بررسی ، تحلیل و نقد کنند و راههای ناسودمند کار را رها سازند و شیوه‌های نو و سازگار با ضرورتهای جهان کنونی و آینده نه چندان دور را برپا دارند و کارآمد گردند .

تعاریف کارآمدی و اثربخشی

لفظ کارآیی و کارآمدی را معادل آورده‌اند . همچنان که واژه اثر بخش و ثمربخشی را یکی دانسته‌اند. اگرچه بین این دو تفاوت قایل شده‌اند ولی مطالعاتی که روی اثربخشی و کارایی انجام شده است، نشان می‌دهد که مرز کاملاً روشن و دقیقی بین دو اصطلاح فوق وجود ندارد و بسیاری از نویسندگان و صاحب‌نظران آنها را به صورت مترادف، تکمیل کننده یا جایگزین استفاده کرده‌اند . میرکمالی به نقل از «اتزیونی» «اثربخشی» را میزان تحقق اهداف ؛ «کارایی» را میزان استفاده از منابع برای دست یابی به یک واحد از برون‌داد تعریف می‌کند. همانطور که بیان شد مرز دقیقی بین اثربخشی و کارایی وجود ندارد، ولی نویسندگان مدیریت تمایز بین آنها قایل شده‌اند. برای مثال از جمله اولین کسانی که میان مفهوم اثربخشی و کارایی تفاوت قایل شد «بارنارد» را می‌توان نام برد. او معتقد است که اثربخشی سیستم‌گراست و مربوط به تحقق اهداف سازمان می‌شود و کارایی فردگراست و مربوط به احساس رضایت کارکنان از عضویت در سازمان می‌گردد. «پیتر دراکر» یکی از صاحب‌نظران مشهور مدیریت ، اثربخشی را « کاردرست انجام دادن» و کارایی را «کارها را درست انجام دادن» تعریف کرده است. اثربخشی یعنی انجام کارهای درست، به نحوی که دقیقاً متناسب با هدف باشد و کارایی یعنی انجام درست کار و توانایی به کارگیری حداقل منابع برای دستیابی به اهداف سازمانی (بختیاری، 1382 ).

کارایی یعنی اجرای درست کارها

اثربخشی یعنی اجرای کارهای درست

بهره‌وری بهره‌وری

پس مدیر اثربخش تلاش می‌کند به اهداف برسد و مدیر کارا سعی می‌کند منابع کمتری صرف کند و خلاصه مدیر بهره‌ور کوشش می‌کند با صرف حداقل منابع به اهداف برسد. اثربخشی و کارایی عناصر اساسی بهره‌وری هستند (خلیلی شورینی، 1375 )

مقایسه کارایی با اثربخشی

رسیدن به هدفها و صرفه‌جویی در منابع

(4 )

رسیدن به هدف‌ها و صرفه‌جویی در منابع

                           (2 )

رسیدن به هدفها و تلف کردن منابع(3 )

رسیدن به هدفها و تلف کردن منابع(1 )

اقتباس از سهراب خلیلی شورینی ، بهره‌وری عملیاتی ، مجموعه مقالات شیوه‌های عملی ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی ، تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی، 1375.

با نگاهی به جدول بالا مشاهده می‌شود سازمان در شماره (1) غیراثربخش و ناکارا است و در شماره(4) سازمان اثربخش و کارا است که می‌توان گفت، سازمان در شماره(4) بهره‌ور نیز می‌باشد. هرچه بتوانیم از خانه شماره 1 به سمت خانه شماره 4 حرکت کنیم وضعیت مطلوبتری خواهیم داشت .

  روشهای بهبود کیفیت در آموزش و پرورش کارآمد

ورسپور (1989) الگویی را ارائه نموده است که در آن مراحل کیفیت به چهار مرحله تقسیم شده است. این چهار مرحله عبارتند از :

1 - غیرماهر 2- مکانیکی 3- عادی 4 - حرفه‌ای

او در این چهار مرحله ویژگیهای نظام آموزشی کارآمد شامل معلم، مواد آموزشی، فنون تدریس، سرپرستی و نظارت ، نوآوری و تغییرات ممکن را توصیف نموده است. نظام آموزشی غیرماهر دارای ویژگیهای معلمان با مهارت اندک، برنامه‌هایی با استانداردهای پایین ، تاکید بر محفوظات و انعطاف‌ناپذیری در مقابل تغییرات است. نظام آموزشی در سطح حرفه‌ای دارای ویژگیهایی مانند معلمان آموزش دیده، برنامه‌های درسی متنوع ، مواد آموزشی متنوع و قابل دسترس ، استفاده از روشهای تدریس پیشرفته ، انعطاف‌پذیر در مقابل تغییرات است. ویژگیهای آموزش و پرورش حرفه‌ای همان ویژگیهای آموزش و پرورش کارآمد است. دو سطح مکانیکی و عادی در بین این دو مرحله قرار دارد (یادگارزاده ،1380 ).

برای اینکه بهبود کیفیت را در آموزش و پرورش کارآمد آغاز کنیم، ابتدا باید تعیین کنیم که در چه سطحی هستیم و سپس براساس این اطلاعات شروع کنیم. پس از تعیین سطح کیفیت باید موارد زیر را در اجرای برنامه‌های آموزشی مورد توجه قرار دهیم :

•  بهبود وضعیت معلمان از طریق :

الف- آموزش پیش از خدمت و ضمن خدمت در سطحی پیشرفته و مناسب .

ب- مرتفع نمودن مشکلات معیشتی معلمان

ج- به کار بردن افراد با تخصص‌های مرتبط در کلاسهای درس

د- بالا بردن دانش تخصصی معلمان (آماگی، 1996. ترجمه دفتر همکاریهای بین‌المللی، 1376 ).

•  بهبود مدیریت مدارس از طریق به کارگیری افرادی با توانایی مدیریتی بالا ، آموزش دیده و کارآمد در پست‌های مدیریتی مدارس و پست‌های ستادی ( رابسون، 1995. ترجمه رضایی،1378 ).

•  مشخص کردن هدفهای آموزشی و تلاش مداوم برای بهبود فعالیتها و رسیدن به هدفها .

•  بالاتر بردن انتظارات پیشرفت تحصیلی شاگردان و جلوگیری از انجام اعمالی که منجر به عدم ارتقای یادگیرندگان می‌شود (بازرگان ، 1373 ).

•  افزایش ارتباط بین تصمیم‌گیران ، برنامه ریزان ، مدیران ، معلمان و تبادل اطلاعات .

•  تمرکز زدایی و تفویض اختیار به سازمانها ، مدیریتها و تقسیم مسئولیت و واگذاری برخی امور به سطوح پایین‌تر وزارتخانه ، مدرسه محوری و دادن اختیار به مدارس در تصمیم‌گیری در زمینه شیوه‌های یاددهی – یادگیری، برنامه‌ریزی درسی و آموزشی ، استفاده از منابع آموزشی، تعیین ساعات آموزشی و امور مالی (رابسون ، 1995. ترجمه رضایی، 1378 ).

•  حفظ استقلال رأی معلمان در مدرسه ، استفاده از روشهای ارزشیابی پیشرفت تحصیلی درست و دقیق باید مورد توجه قرار گیرد (بازرگان ، 1373).

در این زمینه پیشگامان نهضت کیفیت ، همچون « ادواردز دمینگ» ، «ژوزف جوران» ، «فیلیپ کرازبی» و «بیل کانوی» ، هر یک به نوبه خود ویژگیهای آموزش و پرورش کارآمد را برای اجرای مدیریت کیفیت فراگیر TQM متذکر شده‌اند. از مجموعه نکات، اصول مشترک دیدگاهها ، به شرح زیر حاصل می‌شود .

•  تعهد – مدیریت سازمان کارا باید به رویکرد TQM ، اعتقاد قلبی داشته باشد و اجرای آن را وظیفه خود بداند. اگر چنین اعتقاد و تمایلی وجود نداشته باشد ، اجرای TQM با شکست روبرو می‌شود ؛ زیرا مدیریت کیفیت فراگیر ، فقط استفاده از متون و ابزار نیست، بلکه ابتدا و پیش از همه چیز فرهنگ است و لذا تغییر فرهنگ سازمانی را می‌طلبد. مدیریت آموزش و پرورش کارآمد باید تلاش برای ایجاد این تغییر را بپذیرد و از خود شروع کند .

•  مشتری گرایی- محور اصلی تفکر TQM در آموزش و پرورش کارآمد ، برآوردن نیازها و انتظارات مشتریان (دانش‌آموزان) سازمان است. بدون توجه به نیازهای دانش‌آموزان و بدون جلب رضایت آنان ، امکان بقای سازمان وجود ندارد .

•  مشارکت – در نظام کارآمد آموزش و پرورش دوره‌های تحصیلی با یکدیگر در تقابل نیستند، بلکه با همکاری یکدیگر سعی در بهبود فرایندهای مربوط به حوزه کاری خود دارند و جهت رسیدن به اهداف از شیوه‌های مختلف مشارکت استفاده می‌نمایند .

•  تصمیم گیری براساس آمار و اطلاعات – استفاده از ابزار و متون آماری، تحقیق و تفحص ، به منظور جمع‌آوری اطلاعات لازم برای حل مشکلات ، مورد توجه این دیدگاه است. مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش و پرورش کارا به مشکلات توجه جدی دارد ، ریشه و علل مشکلات را شناسایی می‌کند و با مشارکت معلمان ، راه حلها را می‌سازد .

•  بهبود همیشگی- برای بهبود فعالیتهای آموزشی، پیشنهادهای اصلاحی مدیران ،معلمان ، دانش‌آموزان و اولیای آنها مورد رسیدگی و توجه قرار می‌گیرد. این نظرات اصلاحی ممکن است به تغییر برنامه‌ها ، فرآیندها و روشها بینجامد .

•  توانمندسازی- در آموزش و پرورش کارآمد، معلمان فقط ابزار کار نیستند ، بلکه با توجه به مشارکتی که دارند و اینکه در زمینه بهبود فعالیتها و روشها، تلاش می‌کنند و دخالت دارند ، همواره در حال رشد و ارتقاء هستند. به علاوه معلمان باید به طور مستمر در آموزشهای مورد نیاز شرکت کنند (رجب بیگی، 1374).

آموزش و پرورش کارآمد، مدرسه کارآمد ، مدیر کارآمد

سازمان آموزشی کارآمد در محیطی واقع شده است که درون دادهایی را به صورت پول ، کارکنان ، معلمان و دانش‌آموزان از آن تحویل می‌گیرد و برون دادهایی را برحسب تحقق هدف، روحیه و انگیزه یادگیری دانش‌آموزان بدان تحویل می‌دهد (به شکل پایین توجه شود). بین درون دادها و بروندادها ، شماری از اجزای سازنده دیگر قرار دارند که تاثیر آنها در فراگرد کار و فعالیت سازمان آموزشی کارا، بسیار حائز اهمیت است. اعضای سازمان آموزشی کارآمد باید ادراکات روشنی از هدف یا هدفهایی که نظام آموزشی به خاطر آن پدید آمده ، داشته باشند و آن را بپذیرند . ادراکات به نوبه خود، مشخصات نقشهای اعضا و عملکرد آنان در آن نقشها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. نظامهای پاداش و تنبیه ، و همچنین هنجارهای حاکم بر شیوه تعاملهای میان شخصی درون نظام آموزشی کارا، اجرای نقشها یا عملکرد اعضا را تنظیم می‌کنند . پیکانهای موجود در شکل ، جهات تأثیرگذاری بین اجزای تشکیل دهنده سیستم را نشان می‌دهند و در عین حال براین واقعیت دلالت دارند که آنها به منزله حلقه‌های بازخورد به حفظ نظام در یک حالت پابر جای معقول مدد می‌رسانند. اگر همه چیز در سازمان آموزشی کارآمد روبه راه باشد، بروندادهای مطلوب نظام حاصل خواهد شد (مایلز، 1969 . ترجمه علاقه‌بند، 1378 ).

  گر چه بیشتر تحقیقات انجام شده در مورد ویژگیها و ملاکهای کارایی، در سازمانهای غیرآموزشی انجام شده ، ولی اکثر ملاکها در سازمانهای آموزشی نیز کاربرد دارد. برای مثال یکی از ملاکهای کارایی سازمانها ، رضایت مشتری(ارباب رجوع) و رضایت شغلی کارکنان است. بنابراین آموزش و پرورشی کارآمد و اثربخش است که مشتریان و معلمانش رضایت شغلی بالاتری دارند. لذا این ملاک در تمامی سازمانهای آموزشی و غیرآموزشی مصداق دارد. در زیر با نگاهی به نظر صاحب‌نظران و تحقیقات انجام شده ویژگیها و ملاکهای کارآمدی آموزش و پرورش آورده شده است ( بختیاری ،1382 ).

1- نیل به اهداف (تاکید براهداف )

2- صرفه‌جویی در منابع

3- توجه به کیفیت

4- حداقل ضایعات

5- کمترین غیبت و تاخیر

6- حداقل حوادث و اتفاقات

7- رشد و ترقی

8- ترک خدمت

9- رضایت شغلی

10- انگیزش

11- روحیه

12- نظارت

13- هماهنگی

14- انعطاف‌پذیری

15- هدف گزینی

16- برنامه‌ریزی

17- اجماع در هدف

18- مهارتهای ارتباطی

19- درونی شدن اهداف

20- آمادگی

21- حداقل جابه‌جایی و ترک خدمت

22- حداکثر تولید دانش

23- رضایت مشتری

24- حداکثر قبولی ( دانش‌آموزان )

25- حداکثر سودبخشی

26- فقدان تنش (زور، فشار )

27- ارتباطات باز ( گشوده )

28- حفظ و نگهداری کارکنان

29- حداکثر کسب منابع

30- انطباق‌پذیری

31- کنترل محیط

32- آزادی عمل

33- رابطه انسانی بین دانش‌آموزان و مدیر

34- شفاف عمل کردن

35- وضوح اهداف

36- جذب منابع (مالی، انسانی )

37- جو سازمانی مناسب

38- استفاده بهینه از زمان

39- تاکید بر کار گروهی ( تیمی )

40- مثبت نگری

41- بهره‌برداری از محیط

42- ثبات

43- مشارکت

44- تاکید بر آموزش

45- تاکید بر پیشرفت

46- اعتماد به همکاران

47- قانون محوری ، هدف محوری، مدرسه محوری

48- خدا محوری

49- یادگیری محوری

50- تاکید بر عمل به جای شعار

 

 

 

ویژگیهای مدرسه کارآمد در یک آموزش و پرورش کارا

ویژگیهای اصلی یک مدرسه کارآمد به شرح زیر است :

•  موقعیت خود را به مثابه کلیتی در بطن کلیت یا کلیتهای فراتر درک می‌کند .

•  ارتقای سطح کیفیت آموزشی ، کارآمدی و اثربخشی را هدف خود قرار می‌دهد .

•  راهکار یادگیری سازمانی و بهسازی منابع انسانی را کانون مشی‌کاری خود قرار می‌دهد. در این حالت ، تلاش می‌شود فرهنگ و جو مدرسه به گونه‌ای پرداخته شود که اولاً اهمیت یادگیری فردی برای توسعه و بهسازی سازمان تشخیص داده شود و به یک باور سازمانی تبدیل گردد و ثانیاً تمهیدات لازم برای ایجاد ، هدایت و تقویت یادگیری سازمانی فراهم آید، به گونه‌ای که سازمان ، قابلیت و انعطاف‌پذیری لازم را برای سازگاری فعال و فراکنشی با امواج مداوم تغییر و حتی ایجاد و هدایت آگاهانه آنها داشته باشد. چنین فرهنگی ، یادگیری را میان همه کارکنان مدرسه، دانش‌آموزان والدین و حتی سایر افراد ذی‌ربط گسترش می‌دهد (ترک زاده، 1378 ).

•  یادگیری گروهی از طریق تعامل و بازخورد ، تشویق و ترغیب می‌گردد و افزایش داده می‌شود .

•  آزمایش تشویق و شکست‌ نیز تاحد زیادی تحمل می‌شود. در عین حال، تاکی می‌شود آزمایشی مجاز و مقبول است که بر پایه تفکر طرح‌ریزی شده و قابل دفاع باشد و آزمایش و خطا مراد نیست .

•  افراد (معلمان ، کارکنان، دانش‌آموزان ، والدین و …) برای پذیرش مسولیت ، تشویق و ترغیب می‌شوند و مسئولیتها در یک محیط حامی ، به طریقی که به افراد اجازه بهبود و رشد کردن داده شود ، به آنان تفویض می‌گردد .

•  خلاقیت و نوآوری ، ترغیب و تشویق می‌شود و سیستمی تعبیه شده است که در آن، ضمن محفوظ ماندن نقش و سهم هر کس، اندیشه‌ها و طرحهای خلاقانه و نوآورانه در یک فرایند تعاملی و گروهی پرورانده می‌شوند و به مرحله اجرا می‌رسد . بدیهی است چنین حالتی ، مستلزم ایجاد و تقویت جو اعتماد ، احترام و همکاری متقابل و فراهم آوردن زمینه لازم برای بررسی و بیان آزادانه اندیشه‌ها و طرحهای نو است .

•  در مدرسه کارآمد ، خط‌مشی و عملکرد مشارکتی ترغیب و اعمال می‌شود. اطلاع رسانی و مبادله اطلاعات مناسب (منظم ، دقیق، و در عین حال بسیار انعطاف‌پذیر) در حالتهای درون مدرسه‌ای ، بین مدرسه‌ای و فرامدرسه‌ای ، (با توجه به سایر سیستمهای ذیربط ).

•  کنترل سازنده : مقصد و خط‌مشی اصلی و اساسی کنترل در مدارس کارا ، اصلاح ، سازندگی و پیشرفت افراد و سازمان (مدرسه) است. بدین ترتیب ، روشهای کنترلی نیز در این جهت، انتخاب ، طرح‌ریزی، اجرا و ارزشیابی می‌شوند .

•  وجود یک جو یادگیری ویژه و فرصت خود بهسازی برای همه . بدیهی است کلیه اعضای مدرسه کارآمد ، در این امر سهیم و مسئول‌اند و مسئولیت نهایی آن به عهده مدیر مدرسه است .

•  ساختارها و ترتیبات تواناساز: «ساختار سازمانی، راه یا شیوه‌ای است که از طریق آن ، فعالیتهای سازمانی تقسیم، سازمان دهی و هماهنگ می‌شود.» ، «ترتیبات عبارتند از مکانیسم ساخت و کارهایی که فعالیتها را نظم و ترتیب می‌بخشد . »

در مدرسه کارا ، ساختارها و ترتیبات به گونه‌ای طرح‌ریزی و تعبیه شده است و می‌شود که به ایجاد یک «محیط کار توانمند» منجر گردد. در چنین محیطی ، «هر فرد نه تنها در قبال کار و وظیفه خود مسئول است ، بلکه نسبت به کل سازمان احساس مالکیت دارد. گروه کار، صرفاً به تقاضاها پاسخ نمی‌دهد، بلکه مبتکر عملیات است. معلم کارا، تابع نیست ، بلکه تصمیم گیرنده است. هر کس احساس می‌کند که به طور مستمر، چیزی یاد می‌گیرد و مهارتهای خود را برای پاسخ دادن به تقاضاهای جدید گسترش می‌دهد (اعرابی، 1376 ).

نتیجه‌گیری

نظام آموزش و پرورش عظیم‌ترین سازمان و تشکیلات جامعه است و رسالتی بسیار مهم دارد که فراهم آوردن زمینه شکوفایی و بروز استعدادهای بالقوه دانش‌آموزان است. مدیران نقش اساسی در کارایی نظام آموزشی دارند . اگر آموزش و پرورش کارا باشد، تولیدات و برون داد این نظام که دانش‌آموزان و فارغ‌التحصیلان می‌باشند کارا خواهند بود. با نگاهی به پیشینه موضوع و نظر صاحب‌نظران در بحث کارایی، ملاحظه شد کلمه کارآمدی مترادف کارایی آمده و کارآمدی و کارایی بیشتر به استفاده بهینه از منابع در راستای نیل به اهداف می‌باشد و سازمانی کارآمد است که از منابع (انسانی و مادی) در جهت نیل به اهداف بهره ببرد. سازمان آموزشی به منظور کارا کردن فعالیتهای آموزشی باید از منابع به نحو مطلوب بهره‌گیرد، در جهت رسیدن به اهداف تلاش کند. اگر تلاشهای مدیران ، معلمان و مربیان در آموزش و پرورش ، بتواند چنان شرایط مطلوب آموزشی را فراهم نماید که فرایند یاددهی – یادگیری به موثرترین وجه ممکن انجام شود، آموزش و پرورش ما کارآمد و اثر بخش و در نهایت بهره‌ور خواهند بود .

  منابع

•  آماگی ، ایزائو (1996). ارتقا کیفیت آموزش در مدارس. ترجمه دفتر همکاریهای بین‌المللی (1376) ، تهران : انتشارات تزکیه .

•  اعرابی ، سیدمحمد (1376). طراحی ساختار سازمانی ، تهران : انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی .

•  بختیاری ، ابوالفضل(1382). مدیریت اثر بخش ، دو هفته نامه نگاه ، شماره 224 ، انتشارات وزارت آموزش و پرورش .

•  بازرگان ، عباس (1373). آموزش با کیفیت جامع، رهیافتی برای ایجاد تحول در نظام‌های پیش‌دانشگاهی . فصلنامه پژوهش در مسایل تعلیم و تربیت شماره 3.

•  ترک زاد ، جعفر (1378) . مدرسه یادگیرنده ، فصلنــــامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره 24-23 .

•  خلیلی شورینی، سهراب (1375). بهره‌وری عملیاتی و کاربردی ، مجموعه مقالات شیوه‌های عملی ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی، تهران : انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی .

•  رضاتیان ، علی(1370). کمال مدیریت ، فصلنامه دانش مدیریت شماره 14 ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران .

•  رابسون ، ماتیوس(1995). کیفیت در آموزش و پرورش ، ترجمه عربعلی رضایی(1378) ، دفتر همکاریهای بین‌المللی آموزش و پرورش .

•  رجب بیگی ، مجتبی(1375). ابعاد کیفیت در بخش دولتی ، فصلنامه مدیریت دولتی ، شماره 4، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی .

•  طوسی، محمدعلی(1375). مفهوم تازه‌ای از آموزش و پرورش در روزگار کنونی. فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش، شماره 14،تهران: انتشارات وزارت آموزش و پرورش .

•  عبداللهی، حسین (1381). آموزش و پرورش و چالشهای پیش روی آن، ماهنامه پژوهش نامه آموزشی ، شماره 56، تهران : انتشارات پژوهشکده تعلیم و تربیت .

•  مایلرز ، ام بی(1969). سلامت سازمانی. ترجمه علی علاقه‌بند (1378) ، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش ، شماره 21 ، تهران : انتشارات وزارت آموزش و پرورش .

•  یادگارزاده ، غلامرضا (1380). کیفیت آموزشی چیست و چگونه می‌توان آن را بهبود بخشید؟ ، رشد تکنولوژی آموزشی شماره 134، تهران : انتشارات دفتر کمک آموزشی وزارت آموزش و پرورش .

 


 
 
آشنایی با تاریخچه پل در ایران
نویسنده : گروه آموزشی حرفه وفن کردستان - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٩
 

به زودی وبلاگ شما هگ می گردد ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ! ! ! ! !

 

پل طاقی است روی رودخانه، دره، یا هر نوع گذرگاه که رفت‌و‌آمد را ممکن می‌سازد.

امروزه در مبحث مدیریت شهری، پل را سازه‌ای برای عبور از موانع فیزیکی قلمداد می‌کنند تا ضمن استفاده از فضا بتواند عبورومرور و دسترسی به اماکن را تسهیل کند.

واژه پل که در پهلوی به صورت (Puhl) آمده، در زبان فارسی به صورت پول نیز به کار رفته است.

ساخت پل‌های سنگی به دوران قبل از رومی‌ها برمی‌گردد که در خاور میانه و چین پل‌های زیادی به این شکل برپا شده است.

در ایران نیز ساختن پل‌های کوچک و بزرگ از زمان‌های بسیار قدیم رواج داشته و پل‌هایی نظیر سی و سه پل، پل خواجو و پل کرخه بیش از 400 سال قدمت دارند.

در زبان عربی واژه‌های جِسر و قنطره به معنای پل است؛ با اینکه لغت‌شناسان عرب این دو واژه را به یک معنا گرفته‌اند، در عین حال تفاوت‌هایی هم میان آنها گذاشته‌اند و قنطره را به معنای پل سنگی یا آجری (قوس دار) گرفته‌اند.

 

علاوه بر این، قنطره گاه به معنی مجرای آب، سدّ و قلعه هم به کار رفته است.

در متون تاریخی و جغرافیایی معمولاً جسر به معنای پل‌های قایقی یا چوبی به کار رفته است و احتمالاً از همین روست که برخی از محققان تصریح کرده‌اند که جسر به معنای پل زورقی یا چوبی است.

احتمالاً قدیمترین و ابتدایی‌ترین شکل پل به زمانی بازمی‌گردد که بشر توانست با استفاده از تنه درختان و سنگ‌های بزرگ، امکان عبور از نهرها و درّه ها و مسیل‌ها را فراهم آورد.

از اینرو ساخت پل و استفاده از آن در مناطق کوهستانی و دارای عوارض طبیعی، بیش از نواحی مسطّح و کویری معمول بوده است.

اما پل‌های واقعی از وقتی شکل گرفتند که تکیه گاه و پایه‌های پل ابتدا آماده می‌شد و سپس یک تخته سنگ یا چند تیر چوبی را روی دو پایه می‌نهادند و روی آنها را تخته پوش می‌کردند.

قدیمترین پل قوسی در ایران که آثار آن تاکنون نیز بر جای مانده، پلی است که اورارتوها در قرن هشتم پیش از میلاد بر رود ارس بنا کردند.

در ساحل ایرانی رود ارس یک پایه از این پل بر جای مانده که از سنگ‌های بزرگی ساخته شده است.

از دوره هخامنشی نیز پل‌های قوسی باقی مانده است. باستان شناسان انگلیسی یکی از این پل‌ها را که در قرن چهارم و پنجم پیش از میلاد در پاسارگاد ساخته شده، شناسایی کرده و از زیر خاک بیرون آورده‌اند.

 

این پل با 16 متر پهنا  روی 3 ردیف پایه، هر ردیف شامل 5 ستون سنگی، بنا شده و سطح روی آن از چوب بوده است.

از دیگر پل‌های قوسی دوره ساسانی که 7 چشمه از ویرانه‌های آن باقی مانده، پل شاپوری در 2 کیلومتری خرّم آباد است.

دیگر پل قوسی مهم دوره ساسانی پل چم نمشت روی رود صیمره است که اکنون قسمتی از پایه‌های فروریخته آن برجای مانده است.

علاوه بر پل‌های قوسی زیبا و متعدد که پیش از اسلام به دست رومیان یا ایرانیان ساخته شده بود، پل‌های زیادی نیز در عصر اسلامی برپا گردید.

در میان پل‌های قوسی دوره اسلامی پل سنگی ایذه که یاقوت حموی آن را از عجایب جهان خوانده اهمیت ویژه ای دارد. این پل به نام مادر اردشیر بابکان، خرّزاد نامیده می‌شده و دارای طاقی به ارتفاع 150 ذراع از سطح آب بوده است.

همچنین پل آجری هندوان که دو محله خاوری و باختری اهواز را به هم وصل می‌کرده، اهمیت داشته است.

لرستان نیز چندین پل از زمان ساسانیان بر رودخانه کشگان، که از نزدیکی خرم آباد می‌گذشت، وجود داشت که بعدها احیا و مرمت شد.

یکی دیگر از پل‌ها، که برخی باستان شناسان آن را متعلق به دوره ساسانی می‌دانند، پل شهرستان در ناحیه جی قدیم بوده که بقایای آن اکنون در 4 کیلومتری شرق اصفهان وجود دارد. پایه‌های این پل روی سنگ‌های طبیعی کف رودخانه استوار شده است.

در فاصله قرون سوم تا پنجم در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر چند پل مشهور وجود داشت. در روزگار معاویه، عطاءبن سائب، فرمانده مسلمانان، روی 3 رود در شهر بلخ 3 پل ساخت که به نام او به قناطر عطا شهرت یافتند.

 

در قرن سوم روی رود وخشاب بر سر راه تملیات به واشجرد در قبادیان پل سنگی معروفی بوده که دو پایه آن بر دو صخره برجسته بنا شده بود.

یکی از جالب‌ترین پل‌های ایران پل قافلانکوه بر رودخانه قزل اوزن در میانه است که بر اساس کتیبه آن در دوره تیموری و در سال‌های 889 ـ890 ساخته شده است.

در دوره صفویه، بویژه به دلیل اتخاذ سیاست گسترش راه‌های کاروانرو و افزایش بنای کاروانسراها، پل‌های بسیاری در مناطق مختلف ایران احداث شد.

در 50 کیلومتری غرب بندرعباس در جاده کاروانرو اصفهان ـ بندرعباس در 20 کیلومتری مصب رود کُول، بقایای پلی به چشم می‌خورد که با 800 متر طول طویل‌ترین پل ایران محسوب می‌شده است.

در دوره صفوی چند پل بسیار زیبا در اصفهان ساخته شده که از جمله مهمترین آنها می‌توان به پل خواجو، پل مادنان، سی و سه پل و پل جویی اشاره کرد.

مادنان یا پل سرفراز در زمان شاه سلیمان صفوی و به دست یکی از ثروتمندان ارامنه ساخته شد. پل جالب توجه دیگر پل خان است که در اوایل قرن 11 بر سر راه اصفهان به شیراز بر رود کُر ساخته شد.

در این دوره در آذربایجان نیز پل‌های زیادی ساخته شد، از جمله پل سرخ مهاباد که در 1079 بر رود ساوجبلاغ بنا شد و برخی از پژوهشگران پایه‌های آن را متعلق به دوره هخامنشی می‌دانند.

پل دیگر که در شهر نیر در استان اردبیل واقع است، پایه‌هایی به ارتفاع 1.5متر دارد و در ساخت آن از سنگ‌های مستطیل شکل تراش خورده گورستان‌های متروک استفاده شده است.

در ساخت پل دختر در میانه نیز سنگ‌های قبرستان‌ها را به کار برده‌اند.

پل سازی همراه با احداث جاده‌های کاروانرو در دوره قاجار نیز کمابیش ادامه یافت. پل‌هایی که در دوره اخیر ساخته شده، به پیروی از معماری جدید، با آهن یا بتون مسلح ایجاد و روی آنها با سنگ‌های طبیعی تزیین شده است.

در مسیر راه آهن ایران دو پل از اهمیت بیشتری برخوردارند: پل وِرِسک، در مسیر تهران ـ گرگان، دیگری پلی فولادی که در درّة قُطور است.

انواع پل‌ها:

·    پل قوسی، پلی است با تکیه گاه‌های انتهائی در هر طرف، که شکلی نیم دایره مانند دارد. پلی که از رشته‌ای از قوس‌ها تشکیل شده باشد، پل دره‌ای نامیده می‌شود. پل قوسی ابتدا توسط یونانی‌ها و از سنگ ساخته شد. بعدها، مردم باستان از ملات در پل‌های قوسی خود استفاده کردند

·    پل فلزی

·    پل بتنی مسطح

·    پل بازویی

·    پل کابلی

·    پل نظامی

·    پل معلق

·    پل تشریفاتی

·    پل سواره‌رو

·    پل هوایی